پنجشنبه, ۱ آذر, ۱۳۹۸

پیوند جدی نگارنده و شاید طیفی از هم نسلانش با سینما، با تماشای فیلم «گربه آوازه خوان» شکل گرفت؛ فیلمی که نقطه عطفی در سال های وهم آلود و غریب کودکی به شمار می رفت. موسیقی گاه حزن انگیز و غم نهفته در لابه لای سکانس های آن فیلم و جلوه گری ارزش های والای انسانی درقالب مهربانی گربه های ولگرد خیابانی، چنان به جان و روح کودک -این بار تکامل یافته- درون رسوخ کرد که هنوز هم برای یادآوری اعجاز سینما، از سرک کشیدن به خاطرات آن دوران و تأثیری که سینمای آن دهه از عمر بر ما گذاشت، گریزی نیست. بیراه نیست اگر بگوییم هنوز هم سینما برای آن نسل(کودکان دهه۶٠) در فرورفتن در خلسه خوشایندِ حاصل از تماشای همان فیلم ها و با همان مضامین افراطی آرمان گرایانه خلاصه می شود.

در میانه دهه۶٠ و درست هنگامی که جنگ تحمیلی به اوج خود رسیده بود و سینما در قبضه فیلم های اکشن با گیشه موفق قرار داشت، به روی پرده آمدن آثار کودکانه ای مثل همین فیلم یا «مدرسه موش ها»، «گلنار»، «دزد عروسک ها» و… باعث طراوت و شادابی روحیه مخاطب های جنگ زده و مغموم آن دوره شد و فضای شهر و به تبع آن جامعه را اندکی تلطیف کرد. این را هم باید به یاد داشت که سینمای آن دوره در فضای اجتماعی برآمده از جنگ، چنان تحت تأثیر این ارزش ها قرار گرفته بود که بستری مناسب برای تولید آثار فرهنگی با مضامینی از این دست را فراهم می کرد.

در آن دهه، ساخت فیلم هایی که در آن ها پرداختن به دنیای کودکان تنها دستاویزی برای نشان دادن پیام های جهان شمول تری چون صلح، دوستی، انسانیت، آزادی و… بود، نیز بسیار رواج یافته بود؛ فیلم هایی نظیر دونده(امیر نادری)، باشو؛ غریبه کوچک(بهرام بیضایی)، خانه دوست کجاست؟(عباس کیارستمی) و بعدها، بچه های آسمان(مجید مجیدی) و آثار دیگری از این دست که موفقیت های بسیاری در عرصه داخلی و خارجی نیز کسب کرده بودند. اصولا سینمای آن دوران، سرشار از همین ارزش های خالص و ژرف انسانی بود که تاثیرگذاری شان از اصالت بیان و شیوه صحیح سازندگان آن فیلم ها خبر می داد و بیانگر صداقت و خلوص نهفته در ژرفنای چنین آثاری و مؤید این نکته بود که هرچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند؛ همان چیزی که حلقه مفقوده فیلم های امروزی محسوب می شود.

سردرگمی سینمای امروز که به دنبال دودلی سازندگان آن، بین سنت و مدرنیته معلق مانده، در ژانر کودک نیز بازتاب یافته است. نمونه عینی آن فیلم های بی مایه و نچسب فراوانی است که هرساله، به تقلید کورکورانه و خام دستانه از آثار کمپانی های بزرگ فیلم سازی دنیا نظیر «والت دیزنی» و «پیکسار» ساخته می شود؛ آثاری سفارشی که بیشتر مبتنی بر جریان های روز جهانی اند تا مطابق ذائقه و به فراخور نیاز نسل کودکان امروز.

با افول سینمای کودک از دهه٨٠، این ژانر دچار افت وخیزهای فراوان شد و دیگر نتوانست به جایگاه خود در دهه۶٠، دست یابد؛ تلاش سازندگان جدید این آثار برای همانندسازی تجربیات موفق گذشته با نیاز روز، نیز بی نتیجه مانده و حاصلی جز شکست تجاری آثاری چون شکلاتی(سهیل موفق)، دزد و پری٢(حسین قناعت) و قهرمانان کوچک(حسین قناعت) و… نداشته است.

متاسفانه تولید این قبیل آثار بر مبنای همین فرمول همچنان ادامه دارد که به دلیل سرمایه گذاری نکردن مناسب، فقدان ایده های جذاب و منطبق و همسونبودن با روحیه جامعه ایرانی، کاربرد نداشتن فناوری های بصری و نیز اکران نامناسب فصلی همواره در جذب مخاطب ناکام می ماند. نمونه بارز آن فیلم های اکران شده اخیر در این ژانر است. بچه های جسور(حجت ا… سیفی)، فرار از اردو(غلامرضا رمضانی)، ننه نقلی(پرویز صبری) و… که همگی از موتیف های تقریبا یکسانی برخوردارند، گریبان گیر معضلات مشابهی هستند که آن ها را در کشاندن مخاطب خود به سینماها ناتوان کرده است.

گذشته از معضل دیرین اقبال نداشتن بخش خصوصی به سینمای کودک و محدود ماندن آن در دایره حمایت های دولتی، اکران آشفته و نامناسب معدود فیلم هایی که برخی از آن ها با حمایت فارابی و مرکز گسترش تولید شده اند، مشکلی مضاعف و مأیوس کننده برای این سینماست. چنین به نظر می رسد که برای سرمایه گذاران دولتی این سینما، اکران مناسب و دیده شدن فیلم های کودک به اندازه ارائه بیلان کار و نوعی رفع تکلیف از آن ها اهمیت ندارد.

هرچند این را هم نباید فراموش کرد که فیلم های فعلی کودک با چنین کیفیت هایی، حتی درصورت اکران مناسب هم به سختی می توانند در گیشه موفق باشند. متاسفانه همچنان به این سینما به عنوان یک امر «سفارشی» نگاه می شود که تولید چند فیلم سردستی، کهنه و دولتی برای نمایش در جشنواره فیلم های کودک و نوجوان و سپس بایگانی کردن آن ها بی هیچ امید و حتی توقعی برای اکران و فروش، حد نهایی آمال سازندگانشان است. آنچه سازندگان این آثار نادیده می گیرند، این است که رویای کودکان آشنا به فناوری های روز دیگر با چند عروسک پارچه ایِ نخ نماشده، بازی گرفتن از عروسک های سیاه و سفید و همچنین رنگارنگ کردن عموها و خاله ها و ترانه های بی مایه و بی محتوا تحقق نمی یابد؛ چراکه بازنمایی دنیای درونی کودک د ر عالم تصویر به سادگی میسر نیست و این امر جز به مدد شناخت مؤلفه ها و مقتضیات روان شناختی کودکان و توجه به تجربه تاریخی و هویت اجتماعی آنان در ادوار مختلف و به تصویر کشیدن تمام این ها در قصه های امروزی، میسر نیست. سینمای کودک باید خود را با فرزندان زمانه خود انطباق دهد، زیرا انتظارات و مطالبات کودک امروز که با اینترنت، ماهواره و انواع فناوری های رسانه ای بزرگ می شود، با کودک دهه۶٠ تفاوت های بسیاری دارد و دیگر نمی توان با همان ساختار سینمایی برای کودک امروز فیلم جذاب ساخت.

بهار احمدیمنتقد سینمامنبع: شهرآرا آنلاین
برچسب ها: , ,

مطالب مرتبط

0 نظرات

ارسال نظر

درباره خانه فرهنگ و هنر آفرین

خانه فرهنگ و هنرآفرین با شعار ، “آفرین بر کودک دیروز، امروز و فردا” قصد دارد تا با استفاده از تجربیات خردمندان و پیشکسوتان و با‌ پرورش استعداد های سرشار فرزندان این سرزمین زمینه‌ی رشد و بالندگی را در عرصه فرهنگ و هنر کودک و نوجوان فراهم آورد.

آخرین مطالب

مصاحبه خانه فرهنگ و هنر آفرین با استاد فقید دکتر ناصر هوشمند وزیری
مصاحبه اختصاصی سلوانا شکیبا خبرنگار 8ساله خبرآفرین  با علاءالدین بروجردی نماینده مجلس شورای اسلامی درباره‌ی مسایل فرهنگی
۶ توصیه برای تعطیلات تابستانی فراموش نشدنی
شانزده نکته که ای کاش تو مدرسه بهمون یاد داده بودن!
کتابخانه سیار بر روی الاغ، معلم فوق‌العاده‌ای که تحصیل را با کتاب‌ها می‌آورد
کتاب سودوکو و معماهای تصویری
گزارش خبرآفرین نوشین شجاعی از مراسم کوله گردها
سال‌های خاطره انگیز با خالق  سلام کوچولو
گزارش خبرآفرین میثاق مغانی از راهپیمایی روز قدس
گزارش خبرآفرین بنیامین سامعی از نمایشگاهی در استان کردستان
گزارش خبرآفرین میثاق مغانی با موضوع افطاری ساده و روزه اولی‌ها
مصاحبه خبرآفرین بنیامین سامعی از کردستان با یکی از اساتید قرآن کریم